مرتضى راوندى

62

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مسيحيان روا مىدارند آگاه ساخت ؛ و سلطان حسين در نامه‌يى خطاب به لويى چهاردهم راجع به تأمين حقوق و آزادى پيروان مذهب نصارى مواعيدى داد و ضمن آن نوشت : « . . . عهدنامهء مذكور در اين باب مبتنى بر رعايت شريعت غرّاست و مع هذا در فصل مذكور تصريح به آن شده كه خليفه‌ها و پادريان فرنگى در مكان سكنى و خانه‌هاى خود به رسم و آيين خويش به عبادت مشغول بوده . . . مشروط بر آنكه مرتكب امرى كه خلاف مذهب و طريقهء اثنا عشرى باشد نگردند . . . چون طوايف ارامنه ، جزيه به قانون شريعت غرّا ، مهمسازى سر كار ديوان مىنمايند كه در دين و آيين خويش متمكّن و برقرار باشند ، جبر ايشان به تغيير مذهبى كه دارند ، مخالف شرع انور و منافى دين اطهر خواهد بود . . . طريق دوستى و موالات چنانست كه . . . توجه پادشاهانه به استحصال آن مصروف گردد . ايّام سلطنت و اقبال بر وفق رضاى ايزد متعال گذران باد . . . » « 1 » مباحثات و استدلالات مذهبى بين شيعيان و اهل تسنّن در عهد شاه عبّاس در اوايل حكومت شاه عباس كبير پس از آنكه عبد الله خان ازبك بر حاكم خراسان چيره شد ، سربازان او شروع به تاخت‌وتاز و نهب و غارت مزارع و نقاط معمور خراسان كردند و بسيارى از مناطق آباد دستخوش بيداد آنان گرديد . در اين موقع علماى مشهد نامه‌يى به عبد اللّه خان نوشتند و يادآور شدند كه محصول اطراف مشهد موقوفه و جزء املاك حضرت رضاست و عده‌يى از فقرا و علما و سادات از اين راه امرار معاش مىكنند . اگر از اتلاف و انهدام آنها جلوگيرى شود ، موجب نيكنامى و اجر اخروى خواهد بود . چون پاسخ علماى ماوراء النهر و جواب مستدّل محمّد مشكك رستمدارى از طرف روحانيان خراسان ، حاوى نكات تاريخى و اجتماعى است ، به ذكر خلاصه‌يى از نامه‌هاى مذكور مبادرت مىكنيم . نامهء علماى ماوراء النّهر به علماى خراسان : « پوشيده نيست بر هيچ مؤمن عالم كه تعرّض به اموال و نفوس كسانى كه گويندهء كلمهء طيّبه « لا إله الا اللّه محمّد رسول اللّه » اند مادام كه ايشان افعال و اقوالى كه موجب كفرست صادر نشود . . . جايز نيست . اما وقتى كه تكلّم اين كلمهء طيّبه و مذهب اهل سنّت . . . را مهجور گردانند . . . اظهار طريقهء شيعهء شنيعه نمايند و لعن حضرات و سبّ شيخين . . . تجويز كنند بر پادشاه اسلام . . . قتل و قمع آنها . . . لازم است و تخريب ابنيه و اخذ اموال و امتعهء ايشان جايز و اگر پادشاه زمان و خليفهء دوران . . . در جهاد . . . تساهل نمايند ، چگونه از عهدهء جواب سؤال ملك متعال . . . تواند بيرون آمد . . .

--> ( 1 ) . تلخيص از اسناد و نامه‌هاى تاريخى ، از ص 78 به بعد .